خرید بک لینک
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست می رسم با تو به خانه،از خیابانی که نیست می نشینی روبه رویم خستگی در میکنی چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟ باز میخندم که خیلی...!گرچه میدانی که نیست شعر میخوانم برایت واژه ها گل می کنند یاس و مریم می گذارم توی گلدانی که نیست چشم می دوزم به چشمت،می شود آیا کمی دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟ وقت رفتن می شود با بغ

برچسب: خیالات, نویسنده: مهدی رفیعی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 22:25

سلام

چرا انگار همین دیروز باهام دعوا میکردی؟

چرا انگار دیروز بود که ازت نظر میخواستم کادو برا ریحان چی بگیرم؟

چرا همین الان صدای خنده های نازنینت توی گوشم؟

چرا پس زمان همه چیو محکمتر کرد برای من

چرا دلم دیگه دل نیست

و اوضاع دیگه اوضاع نیست

چرا هیچ چی سر جای خودش نیست؟

جواباشو داری سارا؟

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 14:14 توسط محمرضا |

برچسب: زمان,تازه,است؟, نویسنده: مهدی رفیعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:43

صفحه بندی